جوجه ای که روی باسنش خالکوبی کرده بود قطعا عوضی بود. لذت سه نفری با او است. سرشان را بین لبهایش گذاشتند، پاهایش را باز کردند، سیلیهایشان را روی پیشانی و گونههایش زدند - و سبزه بدش نمیآمد. خالی کردن کیسه بیضه و توپ هایش برای او لذت بخش بود. من هم میتوانستم او را در دهانش تکان میدادم - بگذار لذت ببرد! ظاهراً این اولین بار نیست که او را در یک دایره کتک می زنند، او به سختی آب دهانش را قورت می دهد. )
روش خوبی بود که پدربزرگ ها به بیدمشک او دست و پا می زدند. او ممکن است روی چنین قدرتی حساب نکرده باشد، اما یاران قدیمی بودند - مانند اسب های جوان به او پنجه می زدند. و افتخارش این بود که الاغش را فراموش نکردند. این است که یک شیار را خراب نمی کند. آنها از دختر احساسات مثبت گرفتند و به بازی دومینو رفتند. با چنین انرژی می توانید تا 100 سالگی با جوجه ها بازی کنید. یک چوب یک سال به عمر می افزاید!
در دستان اشتباه می ترکد.)
ویدیو های مرتبط
من تو را می خواهم